المحقق السبزواري

560

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

شغل نباشد . ديگر آنكه امين و معتمد بوده باشد و در كارى كه رجوع به او شده باشد خيانت نكند كه بسيار بوده كه از خيانت بعضى عمّال خللها و فسادهاى كلّى در امور ظاهر شده . خداى عز و جلّ در قرآن مجيد بر سبيل حكايت نقل فرموده كه ، خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الْأَمِينُ « 1 » يعنى : « بهتر كسى كه او را اجير سازى ، كسى است كه قوى باشد و امين باشد . » يعنى ، قدرت و توانايى بر آن كار داشته باشد و به صفت امانت موصوف باشد . ديگر صاحب كدّ « 2 » و جفاكش باشد و در كارها اهتمام مىكرده باشد و ثبات و عزيمت داشته باشد تا اوقات بسيار صرف نمايد و كم‌اهتمامى و بىپروايى نكند و صبر بر تحمّل مشقّتها و جفاها و احمال و اثقال و كشاكش آفات و عارضات آن شغل داشته باشد . ديگر آنكه از لهو و فراغت و عيش‌طلبى و راحتجويى دور باشد و اگر گاهى اندك زمانى اشتغال به عيش و فراغت نمايد ، بعد از آن باشد كه از لوازم و مراسم شغل خود فراغ حاصل كرده باشد و تدارك امرى از امور فعلى و فكرى كه متعلّق به آن كار است باقى نمانده باشد . در كلمات شريفه حضرت امير المؤمنين - صلوات اللّه عليه - مذكور است كه « لا تتّكل فى امورك على كسلان » « 3 » يعنى : « اعتماد مكن بر امور خودت بر كسى كه كسالت داشته باشد و در كارها كاهل باشد . » ديگر ، صاحب عقل و رأى و تمييز باشد كه [ به ] سوانح و حوادثى كه در آن شغل و عمل پيش آيد به طريق صواب راه برد و بدر شد « 4 » از مواضع اشكالات داند و تواند . و فى الحقيقه حيات جسد هر شغل و عمل دانش و عقل است كه هركارى بىمقارنت روح دانش چون جسد مرده است . ديگر آنكه شغل اگر از شغلهاى مالى باشد ، اولى و احوط آن است كه عامل را مالى و مكنتى باشد تا آنكه چشم و دل سير باشد ، و جرىّ بر خوردن و بردن نباشد و زينت و رونقى كه در تقلّد آن شغل ضرور و نافع است ، آسانتر تحصيل تواند نمود ، و اگر باقيى متوجه او شود به قوّت مال و مكنتى كه دارد آسان از عهده برتواند آمد .

--> ( 1 ) . قصص : 26 . ( 2 ) . رنج و سختى بردن در كار . ( 3 ) . غرر الحكم ، ج 6 ، ص 270 . ( 4 ) . « بدر شد » يا « بدر شدن » به معنى خروج است .